Powered by ZigaForm version 3.9.4.9 skip to Main Content

ترجمه بین نشانه ای چیست؟

نقاشی نارسیس کاراواجیو

نارسیس – اثری از کاراواجیو

 

ترجمه بین‌نشانه‌ای یاکوبسن در نقاشی نارسیسوس اثر سالوادور دالی

مترجم و نگارنده:‌ سعید صفری

 

وقتی صحبت از ترجمه می‌شود، اولین چیزی که به ذهن شنونده خطور می‌کند همان تعریف رایج از ترجمه است؛ یعنی برگردان نوشتار یا گفتار به نوشتار یا گفتاری در یک زبان دیگر. در واقع ما در زندگی روزمره، به کرات شاهد این نوع برگردان در زبان‌های مختلف دنیا هستیم. مترجمِ هر متن، زبانی را به زبان دیگر تبدیل می‌کند که رایج‌ترین شکل ترجمه است. اما در حقیقت این تصوری غلط است که ترجمه را تنها انتقال بین زبانی بدانیم، چرا که ترجمه تنها به این نوع برگردان محدود نمی‌شود. با مراجعه به ریشه‌شناسی واژه «ترجمه» به این نتیجه می‌رسیم که ترجمه در گذر زمان معانی مختلفی را به خود گرفته است. ماریا تیموزکو از نظریه‌پردازان مطالعات ترجمه در مقاله خود با عنوان «ایدئولوژی و موضع مترجم» در سال 2010 به ریشه‌شناسی واژه ترجمه اشاره‌ای مختصر کرده است که در ادامه به شرح مختصری از آن می‌پردازیم.
تیموزکو، واژه «ترجمه» یا همان Translation را از ریشه آن در زبان لاتین یعنی Translatio دنبال می‌کند. معنای این واژه در زبان لاتین «انتقال چیزی از جایی به جای دیگر» بود. در آن زمان ترجمه به معنای انتقال اشیاء فیزیکی استفاده می‌شد و این اشیاء می‌توانست طوماری از یکی از قدیسان یا دست‌خط‌های کهن و حتی پدیده‌‌هایی فرهنگی باشد که از شهری به شهر دیگر انتقال می‌یافت. اشخاص هم می‌توانستند برای آموزش دیگران از مکانی به مکان دیگر انتقال داده شوند. به همین دلیل از واژه «ترجمه» برای این نوع جابجایی مکانی استفاده می‌شد. در قرن چهاردهم معنای واژه ترجمه گسترش یافت و پدیده‌های دیگری را هم در بر گرفت که «انتقال معنا از زبانی به زبان دیگر» هم یکی از این معانی بود. این کاربرد استعاری از واژه «ترجمه» بیشتر به دست مترجمان کتب مقدس انجام می‌گرفت که انتقال معنا از زبانی به زبان دیگر را ترجمه می‌نامیدند. چنین کاربرد استعاری توسط سایر دانشمندان و نظریه پردازان علوم انسانی ادامه یافت و امروزه شاهدیم که بسیاری از علوم نیز از «ترجمه» در معنی استعاری کلمه استفاده کرده‌اند. حتی در زیست‌شناسی و علم ژنتیک ترجمه فرآیندی است که طی آن پروتئین‌ها ساخته می شوند. اما در گذرزمان ترجمه معانی استعاری دیگری هم به خود گرفته است که از انتقال فیزیکی و انتقال معنایی هم فراتر می‌رود. از میان تمامی صاحبنظران علوم انسانی، زیگموند فروید پدر روانکاوی و سوسور پدر زبانشناسی ساختگرا و همچنین هومی بابا نظریه‌پرداز مطالعات پسااستعماری، در بین برجسته‌ترین صاحبنظرانی هستند که واژه ترجمه را در معانی مختلفی به‌کار برده‌اند. مثلا، هومی بابا از «ترجمه فرهنگی» یا «فرهنگ ترجمه‌ای» برای توصیف وضعیت پست مدرن استفاده کرده است که ترجمه را نه در معنای انتقال معنا بلکه در معنای انتقال مکانی بکار برده است. فروید در بحث از ناخودآگاه و تجربه‌های دوران کودکی و تغییر آن به احساسات و حالاتی دیگر در دوران بزرگسالی از واژه ترجمه استفاده کرده است. البته کاربرد ترجمه در روانکاوی به این معنا محدود نمی‌شود و شرح مفصل آن در این مبحث نمی‌گنجد.
یاکوبسن در 1959 سه نوع ترجمه را از یکدیگر تفکیک می کند: «بین زبانی»؛ «بینازبانی» و «بین نشانه‌ای». ترجمه «بین زبانی» ترجمه‌ای است که در آن نوشتاری در یک زبان به نوشتاری در زبان دیگر تبدیل می‌شود، که همان شکل رایج ترجمه است. ترجمه «بین نشانه‌ای» از نظر یاکوبسن آنجا رخ می‌دهد که «نشانه‌های زبانی را با استفاده از نشانه‌های غیر زبانی تفسیر کنیم». مثلا زمانی‌که متن نوشتاری را به موسیقی یا نقاشی بدل کنیم. نمونه‌هایی از این نوع ترجمه به دفعات در تاریخ رخ داده است که متاسفانه کمتر به آن پرداخته‌ایم. در اینجا تابلو نقاشی «دگردیسی نارسیس» اثر سالوادور دالی را مثال می‌زنیم.
در روانکاوی «نارسیسیسم» یا همان «خودشیفتگی» به معنای عشق افراطی نسبت به خود است. زیگموند فروید هم در 1914 در مقاله‌ای با عنوان «پیش درآمدی بر خودشیفتگی» “On Narcissism: An Introduction. “، با ترجمه دکتر حسین پاینده، این اختلال را از منظر روانکاوی توضیح می‌دهد. نارسیس در اساطیر یونانی مردی خوش چهره بود که به هیچ الهه‌ای دل نمی‌بست و هیچ‌یک از آنها را نمی‌پسندید. اکو یکی از این دوشیزگانی بود که دل در گرو عشق نارسیس گذاشت اما نارسیس مهر او را در دل راه نداد. سرانجام نفرین اکو دامن‌گیر نارسیس می‌شود و نارسیس که چهره خود را در آب یک چشمه دیده بود شیفته خود می‌گردد اما چون نمی‌تواند به خودش دست یابد رفته‌رفته به نابودی و مرگ کشانده می‌شود. از جای جسد نارسیس گلی زیبا روییده می‌شود که آن را «نرگس» نامیده‌اند. دکتر حسین پاینده در نشست درباره این نقاشی چنین گفت:

«تابلوی «دگردیسی نارسیس» از سالوادور دالی تلاشی برای نشان دادن بحث نارسیزم یا خودشیفتگی در نظریه روانکاوی است که وی بعد از کشیدن تابلو به لندن رفت و آن را به فروید نشان داد. در اسطوره‌های کهن ادبیات یونان، شخصی به نام نارسیس یا نارسیوس وجود دارد که واژه نرگس هم که در فارسی آمده است، از نظر اشتقاق با آن مشترک است. نارسیس جوانی بوده که به‌قدری مشغول امیال خود بوده است و با دیدن تصویر خود در برکه عاشق خودش می‌شود. خدایان هم او را مجازات می‌کنند و نارسیس را تبدیل به گل نرگس می‌کنند که همیشه سرش پایین است. در ادبیات ما هم شرم و حیای محبوب به همین ویژگی گل نرگس تشبیه می‌شود چون همان‌طور که اشاره شد همیشه سر به پایین دارد».

این تابلو نمونه بارز یکی از سه نوع ترجمه‌ای است که یاکوبسن تقسیم‌بندی کرده است؛ یعنی ترجمه بین نشانه‌ای. ترجمه بین نشانه‌ای این اسطوره را می‌توان در نقاشی سالوادور دالی مشاهده کرد. سالوادور دالی در سال 1937 تابلو نقاشی نارسیس را ترسیم کرد. در این نقاشی نارسیس در کنار چشمه‌ای در حالتی ناکام است و دستی در کنار آن دیده می‌شود که تخمی را نگه داشته است که حاوی گل نرگس است. در زیر می‌توانید این تابلو را مشاهده کنید:

 

سالوادور دالی

 

 

Freud, Sigmund. “On Narcissism: An Introduction. ” 1914. On Metapsychology. Ed. Agnela Richards. The Penguin Freud Library. Vol. 11. London: Penguin, 1991 .
Jakobson, R. (1959/2004) ‘On linguistic aspects of translation’, in L. Venuti (ed.) (2004), pp. 138–43. ymoczko, M. (2003/2010). Ideology and position of the translator: In what sense is a translator inbetween? In M. Baker (Ed.), Critical readings in translation studies (pp. 213228). London: Routledge.
Tymoczko, M. (2003/2010). Ideology and position of the translator: In what sense is a translator inbetween? In M. Baker (Ed.), Critical readings in translation studies (pp. 213228). London: Routledg

Back To Top